استقلال فردی در رابطه عاطفی یا ازدواج به معنای وجود فضایی اختصاصی برای هر یک از طرفین رابطه است.
این فضای اختصاصی برای انجام علایق و فعالیت های فرد است.
بارها دراین باره صحبت کردهایم که طرفین هرگز نمیتوانند شبیه به هم باشند.
ما قرار نیست سبک زندگی یکدیگر را تغییر دهیم.
ما توانایی این کار را نیز نداریم.
البته این نکته را نباید فراموش کنیم که:
ما به بهانه استقلال فردی نمیتوانیم هر کاری که دلمان خواست انجام دهیم.
رابطه محدودیت ها و مرزهای مختص به خودش را دارد.
ما نمیتوانیم وارد یک رابطه متعهدانه شویم و بدون توجه به محدودیت ها همانند قبل از رابطه فعالیت کنیم.
محدودیت های طبیعی یک رابطه یعنی من نمیتوانم با هر فردی هرگونه خواستم صحبت کنم،من نباید هر طور دلم خواست و هر زمان دلمان خواست به هرجایی که میخواهم بروم.
حال به مطلبی از کتاب 23باور مخرب در ازدواج میپردازیم:
بسیاری از زوجها ارتباطشان تخریب شده است چون میخواستند همه کارها را با هم انجام دهند و ذرهای فضای خصوصی برای دیگری قائل نبودند.
عاقلانه این است در مقابل چیزی که بیش از حد خوب است حالت دفاعی بگیریم!
استثناهایی برای بیشتر قوانین وجود دارد از این رو به احتمال زیاد همه ما زوجهای را میشناسیم که به یکدیگر متصل هستند درست مثل پرندههای عاشقی که همه جا با هم میروند، هر کاری را با هم انجام میدهند، هرگز از هم جدا نمیشوند و همیشه هم خوشحال هستند.
جدا از این حقیقت، چنین وابستگی متقابل شدیدی به دلایل زیادی ناسالم است. زوجهایی که با وجود وابستگی شدید به یکدیگر خوشحال و راضی هستند در اقلیت قرار دارند.
هرگز فردیتتان را نادیده نگیرید، اما بیاموزید که گروهی عمل کنید و با همسرتان همکاری کنید. اگر سطح ۲۰ تا ۲۵ درصد جدایی و استقلال پس از ازدواج راحفظ کنید، این مسئله حدود ۷۵ درصد سطح باهم بودن را خوب و سالم نگه میدارد.






