در دهه سوم زندگی (۲۰ تا ۳۰ سالگی)، افراد با چالشهای متعددی از جمله هویتیابی، استقلال مالی، تثبیت شغلی و انتخاب شریک زندگی مواجه میشوند. همزمان، بیشترین آمار طلاق نیز در همین بازه دیده میشود. این پدیده میتواند از منظر روانشناختی تحلیل شود.
یکی از عوامل اصلی، ناپختگی روانی در تصمیمگیریهای عاطفی است. بسیاری از افراد بدون شناخت کافی از خود و دیگری، تنها تحت تأثیر احساسات وارد ازدواج میشوند. نبود مهارتهای ارتباطی، مدیریت هیجان و حل تعارض نیز از دیگر عوامل موثر در جداییهای زودهنگام است.
از سوی دیگر، تصویر ایدهآلگرایانه از ازدواج در ذهن برخی جوانان، آنها را در مواجهه با واقعیتهای زندگی مشترک دچار سرخوردگی میکند. نبود آموزشهای پیش از ازدواج و ضعف در مهارتهای سازگاری نیز تشدیدکننده این روند هستند. به همین دلیل، افزایش آگاهی، مشاوره پیش از ازدواج و آموزش مهارتهای زندگی میتواند نرخ طلاق را در این دهه کاهش دهد.






