عشق یک احساس نیست
زن و شوهرها دیر یا زود از عشق فارغ میشوند و در این مرحله که دیگر آتش وصال جنسی فروکش کرده است، موقعیتی برای آغاز عشق اصیل به وجود میآید.
درست زمانی که همسران، دیگر تمایل زیادی به با هم بودن ندارند و ترجیح میدهند که گاهی وقت خود را در جایی دیگر سپری کنند، میتوان عشق را محک زد.
در این مرحله است که میتوان پی برد اصولاً عشقی وجود دارد یا خیر.
اگر واقعاً عشقی هست، امکان دارد که با جذابیت شهوانی و احساس دوست داشتن و یا بدون آن نیز وجود داشته باشد.
البته عشق همراه با کشش شهوانی و احساس دوست داشتن آسانتر و در واقع سرگرمکنندهتر است. اما این امکان نیز وجود دارد که بدون کشش شهوانی و احساس دوست داشتن بتوان عشق ورزید. با به حقیقت پیوستن این احتمال است که عشق اصیل و برتر، از کشش ساده شهوانی متمایز میشود.
عامل اصلی این تمایز “اراده” است. به عقیده من عشق یعنی اراده برای گسترش خویشتن در جهت پرورش و یا رشد روحی خود و یا دیگری.
عشق اصیل بیش از آنکه احساسی باشد، ارادی است. شخصی که حقیقتاً دوستدار است، خود تصمیم دارد که چنین باشد. چنین شخصی خود را متعهد به دوست داشتن می داند، حال احساس دوست داشتن وجود داشته باشد یا خیر…
ممکن است احساسات حاکی از دوست داشتن نامحدود باشد، اما ظرفیت دوستدار بودن محدود است. بنابراین برای اینکه بتوانیم واقعاً کسی را دوست داشته باشیم و با اراده شخصی عشق خود را به سویش هدایت کنیم ناچار از انتخاب هستیم. عشق واقعی احساسی نیست که ما را از خود بیخود میکند، بلکه تصمیم و انتخابی است که از تفکر و تعهد ناشی می شود.
کتاب هنر عاشقی
اسکات پک






