من بدبخت شدم،پس همه بدبخت میشن!
مردی بود که سرسخت طرفدار یک جناح خاص بود.
هرچه آیه و نشانه برای او میآورند که جناح شما نیز دارای کمبودهایی است،قبول نمیکرد.
سفت و سخت باور داشت که در سمت درستی ایستاده است.
هر خبر یا اطلاعاتی مبنی بر خطا یا اشتباه که درباره جناح خود میشنید،نادیده میگرفت.
سرسختانه باور داشت که همه این ها نیرنگ و توطئه های دیگران است برای زمین زدن جناح.
با همین تفکر انتخابی پیش میرفت و کار به کسی نداشت.
این مدل افراد فکر میکنند فقط خودشان میدانند و بقیه نادان و جاهل هستند.
باور دارند هر تجربهای که خود داشتهاند،برای بقیه نیز کارساز و مفید است.
اعتقادی به تفاوت نگاه و نگرش ندارند.
مسلما شما نیز بارها با چنین افرادی روبه رو شدهاید.
حالا میخواهد این تعصب و خشک اندیشی در زمینه علم باشد یا سیاست یا دین یا هر مقوله دیگری.
این تعصب کشنده است و باعث بروز چالش های فراوان خواهد شد.
برای مثال
فردی که در رابطه عاطفی یا ازدواج خودش به هر دلیلی شکست خورده است،فکر میکند هیچ ازدواج یا رابطه موفقی وجود ندارد.
پس میگوید:من بدبخت شدم،پس همه بدبخت میشن!
به همین علت آنانی را که ازدواج میکنند را احمق خطاب میکند.
این افراد دچار خطای شناختی سوگیری تاییدی شدهاند.
حالا این یعنی چه؟
سوگیری تأییدی به این معناست که همه ما بهطور طبیعی، اطلاعاتی را جستوجو و گزینش میکنیم که باورها و اطلاعات پیشین ما را تأیید کنند.
فردی که در ازدواج موفق نبوده است،باور دارد که دیگران نیز موفق نخواهند شد.
از همین رو قبل از اینکه بخواهیم از تجربه کسی استفاده کنیم بهتر است ببینیم سوگیری تاییدی دارد یا نه.
فردی که در ازدوج خودش شکست خورده است،صدها مثال پیدا میکند که شبیه او باشند تا باورهایش تایید شوند.
اما همین که زوج موفق و شادی میبیند،سریع جبهه میگیرد و با خودش میگوید :
این ها هم داغ هستند،به زودی متوجه میشوند چه خطایی مرتکب شدهاند.
در صورتی که ما صرفا تجربه خود را نمیتوانیم به همه تعمیم دهیم و این اشتباه بسیار بزرگی است.






