باورهای غیرمنطقی و باور منطقی جایگزین
🔸۱- من به عشق و تأیید افراد مهم نیازمندم:
باور منطقی: عشق و تأیید بسیار دلپذیر است و در شرایط مناسب به دنبال آن خواهم بود؛ اما آنها از واجبات نیستند، من بدون آنها نیز میتوانم زندگی كنم.
🔸۲- برای ارزشمند بودن به عنوان یک انسان، باید به موفقیت در هر كاری كه میكنم بدون هیچ اشتباهی دست یابم.
باور منطقی: من همواره سعی میكنم تا حد ممكن به موفقیت دستیابم؛ اما شایستگی عدم شكست، غیرواقعی است. بهتر است كه خود را جدا از عملكرد خود، به عنوان یک انسان بپذیرم.
🔸۳- افراد باید همواره كار صحیح را انجام دهند، زمانی كه كاری آسیبزا انجام میدهند، باید سرزنش و تنبیه شوند.
باور منطقی: ناخوشایند است كه گاهی افراد كارهای نادرست انجام میدهند، اما انسان كامل نیست و ناراحت كردن خودم در حقیقت تغییری ایجاد نخواهد كرد.
🔸۴- وقایع باید طبق آنچه میخواهم باشد و در غیر این صورت زندگی غیرقابل تحمل خواهدبود:
باور منطقی: هیچ قانونی وجود ندارد كه بگوید هر چیز باید آنگونه كه میخواهم اتفاق بیفتد. ناامید كننده است، اما میتوانم این را درک كنم؛ به خصوص برای جلوگیری از فاجعه.
🔸۵- ناراحتی من به واسطهی اتفاقات خارج از كنترل من به وجود آمدهاند و در نتیجه كار زیادی نمیتوانم برایش انجام دهم.
باور منطقی: عوامل خارجی بسیاری در كنترل من نیستند، اما اینها افكار من هستند (نه عوامل خارجی) كه باعث احساسات من میشوند و میتوانم بیاموزم كه افكارم را كنترل كنم.
🔸۶- من باید در مورد چیزهای خطرناک و ناخوشایند نگران باشم، وگرنه آنها ممكن است اتفاق بیفتند.
باور منطقی: نگرانی در مورد وقایعی كه میتوانند ناخوشایند باشند، از رخداد آنها جلوگیری نخواهد كرد؛ این كار فقط من را در حال حاضر، نگران و افسرده میسازد.
🔸۷- با اجتناب از مشكلات، ناملایمات و مسئولیت در زندگی شادتر خواهم بود.
باور منطقی: اجتناب از مشكلات به صورت خلاصه آسانتر است و كنار گذاشتن چیزها، از اتفاقات نامناسب برای مدت طولانی جلوگیری میكند و همچنین به من فرصت بیشتری برای نگران شدن میدهد.
🔸۸- هركسی باید به فردی قوی تر از خود تكیه كند.
باور منطقی: تكیه بر دیگری ممكن است باعث رفتارهای وابسته گردد. عیبی ندارد كه به جستجوی كمک باشیم، اما در صورتیكه آموخته باشیم به خود و قضاوت خود ایمان داشته باشیم.
🔸۹- اتفاقات گذشته باعث مشكلات من هستند و آنها همچنان در احساسات و رفتارهای من دخیلاند.
باور منطقی: گذشته نمیتواند در زمان حال من تأثیر بگذارد. باورهای اخیر من، عكس العملها را ایجاد میكنند. ممكن است این باورها را در گذشته آموخته باشم، اما میتوانم در حال حاضر آنها را تحلیل کنم و تفسیر دهم.
🔸۱۰- من باید با ناراحتی دیگران ناراحت شوم.
باور منطقی: من نمیتوانم احساس بد و ناراحتی دیگران را با ناراحت شدن خود تغییر دهم.
🔸۱۱- من نباید احساس ناآسودگی و درد داشته باشم، نمیتوانم اینها را درک كنم و باید از آنها اجتناب كنم؛ آن هم به هر قیمتی.
باور منطقی: چرا من نباید احساس ناآسودگی و درد كنم؟ من اینها را دوست ندارم، اما دركشان میكنم. اگر همواره از ناملایمات اجتناب كنم، زندگی من بسیار محدود خواهد بود.
🔸۱۲- هر مشكلی باید راه حل ایدهآلی داشته باشد و وقتی فردی نتواند آن راه حل را بیابد، زندگی غیرقابل تحمل خواهد بود.
باور منطقی: مشكلات معمولاً راه حلهای متفاوتی دارند؛ بهتر است كه منتظر راه حل ایده آل نباشیم و به بهترین راه حل موجود زندگی كنیم. من میتوانم با شرایط كمتر ایدهآل هم زندگی كنم.
برگرفته از کتاب: باورهای غیرمنطقی الیس






