قدردانی کردن فرهنگ بسیار زیبایی است که در حال کمرنگ شدن است.
اینکه ما برای هرکاری حتی کوچک از دیگران تشکر کنیم و به شخصیت ایشان احترام بگذاریم،کاری بسیار پسندیده است که متاسفانه در حال رنگ باختن است.
در جامعهای که خودمحوری و خودخواهی در حال افزایش است و ما کارهای دیگران را وظیفهشان میدانیم،قدردانی کاهش مییابد.
وقتی معلمی به فرزندمان درس میدهد یا کارمندی در بانک کارمان را انجام میدهد یا پرستار زحمت کشی در دل شب ما را ویزیت میکند ،در دل میگوییم:
بابت این کار پول میگیرد و وظیفهاش است،پس تشکری نداریم.
در صورتی که این قدردانی میتواند حس بسیار مثبتی را در آن فرد ایجاد کند و انرژی مضاعفی برای ادامه کار به او بدهد.
هیچ گاه پول جای قدردانی را نمیگیرد.
همه ما انسان هستیم و نیاز به احساس حتما بیشتر از نیاز به مادیات است.
اینکه حس کنیم،کار ما دیده شده است و از ما بابت آن قدردانی به عمل آمده است،حس نابی است.
بسیار بسیار پررنگ تر از مبلغی است که به عنوان حقوق در ازای آن کار دریافت میکنیم.
در رابطه عاطفی و ازدواج نیز همین است.
هنر قدردانی کردن باید در سرتاسر رابطه جاری باشد.
وقتی همسر یا شریک عاطفی ما کار کوچکی انجام میدهد،باید از او تشکر کنیم.
شاید روزانه بالای 10 بار باید تشکر کنیم.
از اینکه ناهار پخته است،از اینکه لباس ها را اتو کرده است،از اینکه کیسه زباله را دم در قرار داده،از اینکه برای منزل خرید کرده است و…
بخاطر هرکاری باید تشکر کنیم تا فرد بداند،فعالیت اش دیده شده است و بقدری ارزش داشته است که بابت آن تشکر کردهایم.
همین دلگرمی و نشاط و صمیمیت را در رابطه افزایش میدهد.
اما زوجینی که فعالیت های همسر خود را وظیفه او تلقی میکنند و زبان تشکر ندارند به مرور باعث دلسردی او میشوند.
این یک قانون طبیعی است.
به قول آن بیت معروف:
شکر نعمت نعمتت افزون کند
کفر نعمت از کفت بیرون کند
هرقدر قدردان داشته های خود باشیم،مسلما داشته هایمان بیشتر میشود و هرقدر بی توجه باشیم،کمتر…






