هر رابطهای ممکن است دورههایی از اختلاف، ناراحتی، دلخوری و حتی دعوا داشته باشد. بنابراین صرف وجود اختلاف به این معنی نیست که یک رابطه، رابطه سمی است.
تفاوت اصلی در الگوی رفتاری است که بین دو نفر شکل گرفته است. اگر کنترلگری، تحقیر، تهدید، سرزنش، بیاحترامی به مرزها یا ایجاد احساس گناه به شکل مداوم تکرار شود، دیگر نمیتوان آن را فقط یک اختلاف معمولی دانست.
در یک رابطه سالم، دو نفر ممکن است با هم اختلاف داشته باشند، اما همچنان بتوانند حرف بزنند، مرزهای یکدیگر را رعایت کنند، مسئولیت رفتار خود را بپذیرند و برای حل مسئله تلاش کنند. انجمن روانشناسی آمریکا نیز ارتباط باز، گوش دادن به دیدگاه طرف مقابل و برخورد سازنده با اختلاف را از عناصر مهم رابطه سالم میداند.
بنابراین برای تشخیص رابطه سمی نباید فقط به یک رفتار یا یک دعوا نگاه کرد؛ باید الگوی کلی رابطه را دید.
رابطه سمی چیست؟
رابطه سمی رابطهای است که در آن الگوهای تکرارشوندهای از رفتارهای آسیبزننده باعث میشوند یکی یا هر دو نفر احساس ناامنی، بیارزشی، ترس، خستگی روانی یا از دست دادن آزادی کنند.
در چنین رابطهای ممکن است یک نفر دائماً دیگری را کنترل کند، مسئولیت اشتباههایش را نپذیرد، با تهدید به ترک او را تحت فشار قرار دهد یا کاری کند که طرف مقابل دائماً خودش را مقصر بداند.
البته یک رفتار اشتباه بهتنهایی لزوماً به معنی سمی بودن کل رابطه نیست. مثلاً ممکن است فردی در یک دعوا عصبانی شود و حرف نامناسبی بزند، اما بعد مسئولیت رفتار خود را بپذیرد، عذرخواهی کند و برای تکرار نشدن آن تلاش کند.
مشکل زمانی جدیتر میشود که رفتار آسیبزننده به الگوی ثابت رابطه تبدیل شود و یکی از طرفین احساس کند راهی برای تغییر آن وجود ندارد.
۷ نشانه مهم رابطه سمی
۱. کنترلگری شدید
یکی از مهمترین علائم رابطه سمی، تلاش مداوم برای کنترل زندگی طرف مقابل است.
کنترلگری ممکن است در ابتدا خیلی کوچک به نظر برسد. مثلاً فرد درباره لباس پوشیدن، دوستان، رفتوآمد یا نحوه استفاده از شبکههای اجتماعی نظر میدهد و کمکم این نظر دادن تبدیل به دستور میشود.
در مرحله شدیدتر، فرد ممکن است بخواهد بداند همسرش کجاست، با چه کسی صحبت میکند، چه زمانی به خانه میرسد و چرا به فلان شخص پیام داده است.
کنترل مالی، محدود کردن ارتباط با خانواده و دوستان و تصمیم گرفتن به جای طرف مقابل نیز میتواند بخشی از این الگو باشد. منابع روانشناسی نیز کنترل اجباری و محدود کردن ارتباطات، پول یا تصمیمهای شخصی را از شکلهای مهم رفتار آسیبزننده در روابط میدانند.
رابطه سالم به معنی بیتفاوت بودن نیست؛ اما علاقه و نگرانی با کنترل کردن تفاوت دارد.
نشانههایی که باید جدی بگیرید
- بررسی مداوم تلفن همراه
- حساسیت شدید نسبت به دوستان
- تعیین اینکه چه لباسی بپوشید
- کنترل رفتوآمد
- درخواست گزارش دائمی از محل حضور
- دخالت در روابط خانوادگی
- کنترل درآمد و هزینهها
- تصمیمگیری به جای شما
۲. توهین، تحقیر و کوچک کردن طرف مقابل
توهین و تحقیر از رفتارهایی هستند که میتوانند به مرور عزتنفس فرد را تخریب کنند. ممکن است فرد دائماً بشنود که «تو هیچی نمیفهمی»، «هیچکس تو را تحمل نمیکند» یا «اگر من نباشم نمیتوانی زندگی کنی».
گاهی این جملات در قالب شوخی گفته میشوند، اما اگر تکرار شوند و طرف مقابل را به شکل مداوم کوچک کنند، دیگر نمیتوان آنها را صرفاً شوخی دانست.
در یک رابطه سالم، اختلاف نظر وجود دارد اما شخصیت فرد مورد حمله قرار نمیگیرد. میتوان از رفتار همسر انتقاد کرد، اما تحقیر کردن خود شخص مسیر متفاوتی دارد.
برای مثال:
رفتار سالم:
«از اینکه بدون هماهنگی تصمیم گرفتی ناراحت شدم.»
رفتار مخرب:
«تو همیشه بیفکری و هیچوقت نمیشود روی تو حساب کرد.»
اولی درباره یک رفتار مشخص صحبت میکند؛ دومی شخصیت فرد را هدف میگیرد.
۳. تهدید به ترک یا جدایی برای کنترل طرف مقابل
تهدید به ترک کردن، وقتی به ابزار فشار تبدیل شود، میتواند رابطه را از مسیر سالم خارج کند.
گاهی در هر اختلافی یکی از طرفین میگوید:
«اگر این کار را بکنی، ازت جدا میشوم.»
«اگر حرف من را گوش نکنی، همین امروز تمامش میکنیم.»
در چنین شرایطی، طرف مقابل به جای اینکه آزادانه درباره مسئله صحبت کند، دائماً از ترس از دست دادن رابطه تصمیم میگیرد.
تهدید با بیان سالم نیاز متفاوت است. ممکن است فرد واقعاً به این نتیجه رسیده باشد که ادامه یک رفتار برایش قابلقبول نیست و بخواهد درباره آینده رابطه تصمیم بگیرد. اما استفاده مداوم از جدایی برای ترساندن و کنترل کردن طرف مقابل، الگوی سالمی نیست.
۴. ایجاد احساس گناه مداوم
یکی دیگر از نشانههای رابطه عاطفی ناسالم این است که فرد تقریباً برای همه چیز احساس گناه کند.
مثلاً اگر زمانی برای خودش بخواهد، احساس گناه کند. اگر با خانوادهاش وقت بگذراند، احساس گناه کند. اگر با یک رفتار همسرش مخالف باشد، احساس کند آدم بدی است.
در چنین شرایطی ممکن است فرد کمکم یاد بگیرد نیازهای خودش را سرکوب کند تا طرف مقابل ناراحت نشود.
جملههایی مثل «اگر واقعاً دوستم داشتی این کار را میکردی» یا «به خاطر تو حالم بد شد» میتوانند در بعضی موقعیتها تبدیل به ابزار فشار عاطفی شوند.
اینکه رفتار ما گاهی روی احساسات همسرمان اثر بگذارد طبیعی است؛ اما اینکه دائماً مسئول تمام احساسات او معرفی شویم، موضوع دیگری است.
۵. بیثباتی شدید عاطفی
در بعضی روابط، فرد هیچوقت نمیداند همسرش قرار است با او چگونه رفتار کند.
صبح همه چیز خوب است و چند ساعت بعد بدون دلیل روشن با خشم و پرخاش مواجه میشود.
گاهی محبت شدید وجود دارد و بعد ناگهان بیتوجهی، تهدید یا تحقیر اتفاق میافتد.
این بیثباتی میتواند باعث شود طرف مقابل دائماً در حالت آمادهباش باشد و مراقب حرفها و رفتارهای خودش باشد. اگر فرد احساس کند برای جلوگیری از عصبانیت همسرش باید دائماً روی پوست تخممرغ راه برود، این مسئله نیاز به توجه جدی دارد.
۶. بیاحترامی به مرزهای فردی
هر فردی در یک رابطه سالم همچنان حریم شخصی، زمان شخصی و بعضی نیازهای مستقل خودش را دارد. ازدواج به این معنی نیست که دو نفر باید تمام زمان، دوستان، علایق و تصمیمهایشان را یکی کنند.
ممکن است یک نفر نیاز داشته باشد گاهی تنها باشد یا زمانی را با دوستان و خانواده خود بگذراند. وقتی طرف مقابل دائماً این مرزها را نادیده میگیرد، رابطه به سمت ناسالم شدن میرود.
مرز سالم یعنی دو نفر بدانند چه رفتارهایی برای طرف مقابل قابلقبول است و چه رفتارهایی نیست.
احترام به مرزها یکی از پایههای رابطه سالم است و در منابع تخصصی نیز احترام متقابل، حمایت و امکان بیان نیازها بدون ترس از واکنش طرف مقابل، از ویژگیهای رابطه سالم معرفی شده است.
۷. گوش ندادن و فرار از حل مسئله
آخرین نشانه مهم، ناتوانی در گفتوگو درباره مشکلات است. بعضی زوجها هنگام اختلاف فقط به دنبال این هستند که ثابت کنند حق با آنهاست.
یکی حرف میزند و دیگری منتظر است حرف او تمام شود تا جواب خودش را بدهد. گاهی نیز فرد از موقعیت فرار میکند و برای ساعتها یا روزها هیچ گفتوگویی انجام نمیدهد.
کمی فاصله گرفتن برای آرام شدن میتواند مفید باشد؛ اما قهر طولانی و فرار دائمی از گفتوگو، مشکل را حل نمیکند.
در یک رابطه سالم، زوجین باید بتوانند بعد از آرام شدن دوباره به مسئله برگردند و درباره آن صحبت کنند.
همسر خودشیفته چه ارتباطی با رابطه سمی دارد؟
اصطلاح «همسر خودشیفته» در فضای عمومی زیاد استفاده میشود، اما باید در استفاده از آن دقت کرد.
هر فرد خودخواه، کمحوصله یا بیتوجه الزاماً دچار اختلال شخصیت خودشیفته نیست و تشخیص اختلال شخصیت نیازمند ارزیابی تخصصی است.
اما بعضی رفتارهای خودشیفتهوار میتوانند رابطه را بسیار دشوار کنند.
رفتارهایی که ممکن است در چنین رابطهای دیده شوند:
- نپذیرفتن مسئولیت اشتباهها
- مقصر دانستن مداوم همسر
- کوچک شمردن احساسات طرف مقابل
- تحمل پایین نسبت به انتقاد
- نیاز شدید به تأیید
- تلاش برای کنترل رفتار همسر
- بزرگ کردن ضعفهای طرف مقابل
- کوچک جلوه دادن اشتباههای خود
- عذرخواهی نکردن یا عذرخواهی نکردن واقعی
- گوش ندادن به نیازهای عاطفی طرف مقابل
نکته مهم این است که برای تصمیمگیری درباره سلامت رابطه، لازم نیست حتماً ثابت کنید همسرتان «خودشیفته» است.
اگر رفتارهای او باعث آسیب، ترس، تحقیر یا از بین رفتن مرزهای شما شدهاند، خود رفتارها باید بررسی شوند.
سه کاری که در زمان دعوا نباید انجام دهید
داشتن اختلاف در ازدواج طبیعی است. مسئله اصلی این است که زوجین با اختلاف چه میکنند.
یکی از منابع مهم در رویکرد ویلیام گلاسر، «عادتهای قطع ارتباط» را شامل انتقاد کردن، سرزنش، شکایت، غر زدن، تهدید، تنبیه و رشوه یا پاداش برای کنترل طرف مقابل میداند. در مقابل، گوش دادن، حمایت، تشویق، پذیرش، اعتماد، احترام و مذاکره درباره اختلافها را در گروه عادتهای ارتباطدهنده قرار میدهد.
بر اساس همین نگاه، سه رفتار را باید در زمان کشمکش بیشتر مراقبت کرد.
۱. دنبال مقصر نگردید
وقتی دو نفر عصبانی هستند، هدف قرار دادن یکدیگر معمولاً مشکل را بزرگتر میکند.
در آن لحظه به جای اینکه بپرسیم «تقصیر چه کسی بود؟»، بهتر است بپرسیم: «الان برای حل این مسئله چه کاری از دست من و تو برمیآید؟»
این تغییر کوچک در نوع سؤال میتواند مسیر گفتوگو را عوض کند.
۲. فقط اعتراض نکنید؛ سهم خودتان را هم ببینید
اینکه قبول کنیم در یک اختلاف سهمی داشتهایم به معنی پذیرفتن تمام تقصیر نیست. ممکن است رفتار همسر ما اشتباه باشد، اما خودمان نیز در نحوه واکنش به آن رفتار نقش داشته باشیم.
سه سؤال کاربردی در چنین شرایطی:
من چه رفتاری انجام دادم که مسئله را تشدید کرد؟
چه کاری میتوانم انجام دهم که شرایط بهتر شود؟
اگر جای همسرم بودم، از طرف مقابلم چه انتظاری داشتم؟
این نگاه باعث میشود رابطه از حالت «من در برابر تو» خارج شود و به سمت «ما در برابر مسئله» حرکت کند.
۳. به جای فرار، زمان مناسبی برای گفتوگو پیدا کنید
گاهی فاصله گرفتن کوتاه از دعوا تصمیم بسیار خوبی است. وقتی هر دو نفر عصبانی هستند، ممکن است حرفهایی بزنند که بعداً از گفتن آنها پشیمان شوند.
اما فاصله گرفتن نباید به فرار دائمی تبدیل شود.
میتوانید بگویید: «الان هر دو عصبانی هستیم. یک ساعت به خودمان زمان بدهیم و بعد دربارهاش صحبت کنیم.»
این با قهر چندروزه و نادیده گرفتن عمدی طرف مقابل تفاوت دارد.
تحقیقات و توصیههای روانشناختی نیز نشان میدهند که شیوه برخورد با اختلاف اهمیت زیادی دارد و الگوهایی مانند فریاد زدن، انتقاد شخصی و کنارهگیری مخرب میتوانند به رابطه آسیب بزنند.
بایدها و نبایدهای رابطه سالم
برای ساختن یک رابطه عاطفی سالم لازم نیست همه چیز را یکشبه تغییر دهید.
میتوانید از چند رفتار ساده شروع کنید.
بایدها
- به حرف همسر گوش بدهید.
- احساسات او را مسخره نکنید.
- برای تصمیمهای مهم مذاکره کنید.
- مرزهای فردی یکدیگر را رعایت کنید.
- هنگام اشتباه مسئولیت رفتار خود را بپذیرید.
- تغییرات مثبت کوچک را ببینید.
- درباره اختلافها صحبت کنید.
- برای رابطه زمان اختصاص دهید.
نبایدها
- تهدید به جدایی را ابزار دعوا کنید.
- شخصیت همسر را تحقیر کنید.
- مشکلات را برای مدت طولانی روی هم جمع کنید.
- از سکوت برای تنبیه استفاده کنید.
- خانواده و دوستان را ابزار فشار قرار دهید.
- برای کنترل همسر از پول استفاده کنید.
- احساسات طرف مقابل را مسخره کنید.
- هر اختلافی را به گذشته و اشتباههای قبلی وصل کنید.
چطور یک رابطه سمی را سالمتر کنیم؟
اول باید مشخص کنیم که آیا هر دو نفر برای تغییر رابطه آمادگی دارند یا خیر. اگر هر دو نفر قبول داشته باشند که بخشی از الگوی فعلی رابطه مناسب نیست، میتوان روی تغییر آن کار کرد.
۴ قدم کاربردی برای شروع
۱. رفتار مشکلساز را دقیق مشخص کنید: به جای «رابطه ما افتضاح شده»، بگویید: «ما در زمان اختلاف معمولاً به هم توهین میکنیم.» این جمله قابل بررسی و تغییر است.
۲. یک رفتار را انتخاب کنید: قرار نیست تمام مشکلات رابطه را همزمان حل کنید. مثلاً یک هفته فقط روی حذف توهین در زمان دعوا تمرکز کنید.
۳. جایگزین مشخص بسازید: اگر قرار است سرزنش حذف شود، باید رفتار جایگزین داشته باشید. مثلاً به جای «تو همیشه بیمسئولیتی»، بگویید: «من از اینکه این کار بدون هماهنگی انجام شد ناراحت شدم.»
۴. تغییرات کوچک را ادامه دهید: رابطه سالم با یک گفتوگوی فوقالعاده ساخته نمیشود. رفتارهای کوچک و تکرارشونده هستند که در طول زمان احساس امنیت و اعتماد ایجاد میکنند.
چه زمانی رابطه سمی قابل اصلاح است؟
اگر هر دو نفر بتوانند مشکل را ببینند، مسئولیت رفتار خود را بپذیرند و برای تغییر تلاش کنند، امکان اصلاح بسیاری از الگوهای ناسالم وجود دارد.
اما اگر یک نفر دائماً آسیب میزند و هیچ مسئولیتی نمیپذیرد، یا طرف مقابل را با تهدید و ترس کنترل میکند، اصلاح رابطه بسیار دشوارتر میشود.
در چنین شرایطی مسئله فقط «مهارت ارتباطی» نیست.
بهخصوص اگر خشونت فیزیکی، تهدید، اجبار جنسی، کنترل مالی شدید یا ترس واقعی از همسر وجود داشته باشد، موضوع باید جدی گرفته شود. انجمن روانشناسی آمریکا نیز تأکید میکند که خشونت و سوءاستفاده میتوانند شکلهای عاطفی، روانی، جسمی، جنسی و مالی داشته باشند و رفتارهای تهدیدآمیز یا کنترلگرانه را نباید عادی تلقی کرد.
نقش مشاوره در رابطه سمی
مشاوره زوجدرمانی میتواند زمانی مفید باشد که زوجین بخواهند الگوی ارتباطی خود را بهتر بشناسند و برای تغییر آن تلاش کنند.
مشاور میتواند کمک کند مشخص شود اختلاف اصلی درباره چیست، هر فرد چه نقشی در چرخه تعارض دارد و چه مهارتهایی برای گفتوگوی بهتر نیاز است.
اما یک نکته مهم را نباید فراموش کرد: مشاوره جای تصمیمگیری شخصی یا ارزیابی ایمنی را نمیگیرد. اگر فردی در رابطه احساس ترس میکند یا با خشونت و تهدید روبهروست، اولویت باید امنیت او باشد.
همچنین در انتخاب مشاور باید به مرزهای حرفهای توجه شود. رابطه مشاور و مراجع باید در چارچوب حرفهای باقی بماند و ایجاد رابطه شخصی یا دوگانه میتواند مرزهای درمانی را مخدوش کند.
از کجا بفهمیم رابطه ما سالم است؟
یک رابطه سالم الزاماً رابطهای بدون دعوا نیست.
ممکن است دو نفر اختلافهای جدی داشته باشند و همچنان رابطه سالمی داشته باشند، به شرطی که در زمان اختلاف بتوانند احترام، امنیت و مرزهای یکدیگر را حفظ کنند.
چند سؤال ساده میتواند دید خوبی به شما بدهد، اگر پاسخ بیشتر این سؤالها مثبت باشد، احتمالاً پایههای سالمی در رابطه وجود دارد.
- آیا میتوانم بدون ترس درباره ناراحتیهایم صحبت کنم؟
- آیا همسرم به مرزهای من احترام میگذارد؟
- آیا بعد از اشتباه میتوانیم عذرخواهی کنیم؟
- آیا هر دو نفر برای بهتر شدن رابطه تلاش میکنیم؟
- آیا در اختلافها دنبال حل مسئله هستیم یا شکست دادن یکدیگر؟
- آیا میتوانم همچنان دوستان، خانواده و زندگی شخصی خودم را داشته باشم؟
- آیا در کنار هم احساس امنیت و احترام دارم؟
رابطه سالم با رابطه بدون مشکل فرق دارد
یکی از اشتباههای رایج این است که فکر کنیم رابطه سالم یعنی هیچ اختلافی وجود نداشته باشد.
در واقع چنین رابطهای وجود ندارد. دو انسان با دو شخصیت، دو خانواده، دو گذشته و دو سبک زندگی متفاوت طبیعی است که گاهی با هم اختلاف داشته باشند.
تفاوت اصلی اینجاست که در یک رابطه سالم، اختلاف به فرصتی برای شناخت بیشتر و حل مسئله تبدیل میشود؛ اما در یک رابطه سمی، اختلاف میتواند به تحقیر، تهدید، کنترل و ترس تبدیل شود.
بنابراین هدف این نیست که هیچوقت دعوا نکنیم.
هدف این است که یاد بگیریم هنگام اختلاف چگونه با یکدیگر رفتار کنیم.
رابطه سمی فقط رابطهای نیست که در آن دعوای زیادی وجود دارد. رابطهای زمانی نگرانکننده میشود که رفتارهای آسیبزننده مانند کنترلگری، تحقیر، تهدید، ایجاد احساس گناه، بیاحترامی به مرزهای فردی و فرار مداوم از حل مسئله به یک الگوی تکراری تبدیل شوند.
همسر خودشیفته نیز اصطلاحی است که باید با احتیاط استفاده شود؛ زیرا تشخیص اختلال شخصیت با چند رفتار ساده ممکن نیست. بهتر است به جای برچسب زدن، رفتارهای مشخص و تأثیر آنها بر رابطه را بررسی کنیم.
از طرف دیگر، اختلاف در ازدواج طبیعی است و نباید هر دعوایی را نشانه رابطه سمی بدانیم. آنچه اهمیت دارد، نحوه برخورد دو نفر با اختلاف است.
اگر زوجین بتوانند به جای سرزنش، تحقیر و تهدید، به سمت گوش دادن، احترام، پذیرش، اعتماد و مذاکره حرکت کنند، بسیاری از الگوهای مخرب قابل تغییر خواهند بود.
اما اگر رابطه با ترس، خشونت، تهدید یا کنترل شدید همراه است، موضوع را نباید با جملههایی مانند «همه زوجها دعوا میکنند» ساده کرد. در چنین شرایطی، کمک تخصصی و توجه جدی به امنیت و سلامت فرد اهمیت بیشتری پیدا میکند.







